داد از این دنیای بی ارتباطات...

 

چند روز بود داشتم با این کامپیوتر سر و کله میزدم تا یکی از آهنگای شاهین نجفی رپر ایرانی به اسم "حرف زن"رو اینجا بذارم ولی مرگشو درآوردم نشد که نشد انگار چاره ای جز دانلود نیست

شال گردن سبز

من از ابتدای سرما روسری را از سرم کنَده ام و دستهایم را رو به دریچه باز کرده ام.گرما توی کله ام حس کلمات عریان را روی زبانم بند می کند تا از خصوصی ترین لایه های تن چیزی شبیه تو، نه چیزی شبیه خیال تو را توی سطرهای کاملن خصوصی تصویر کند. من از تو چیزی نمی دانم. دنیایم را کنار بطری خالی آب می گذارم و به رختخواب می روم نفس هایم بوی تنهایی یک روز تعطیل را توی کتابهای نخوانده حبس کرده است. من از تو چیزی نمی دانم ولی همین که تو خوابیده باشی و برفِ پشتِ پنجره، بلندترین شب سال را روی رد پای گربه ای قدم زده باشد و تا صبح، کابوس ِهیچ اتفاقی توی دلت تکان نخورد حس جالبی ست.
موهایم را به برف های ریزریز پشت پنجره می سپارم و تبدیل به آدم برفی سبکی می شوم که خنده های کشدارش پچپچه را به کوچه برمی گرداند.شما هم تصوراتتان را جمع کنید و برای این آدم برفی زیبا یک شال گردن سبز ببافید.
رج می زنم یکی رو/ یکی زیر...

برای کلاغ های قارقار دستی تکان نمی دهم

در آستانه‌ی تحمل پنج سالگی‌ام، کنار پنجره می‌نشینم. قاعدتن باید به گذشته فکر کنم. به روزهایی که نیامده برگشته بودند و مرا در مقابل عمل انجام شده، آزار می‌دادند.
صحنه تاریک می‌شد/ روشن می شد جادوگر قصه از ابتدای کودکی‌ام پشت تمام لحظه‌هایم را می‌لرزاند. من ترسیده بودم و این ترس روی تخت‌خواب تک‌نفره صدای آدم‌های زیادی را یادم می‌افتاد. دراز می‌کشیدم و روی دیوار با سایه‌ای که توی فکرهایم بود می‌ترسیدم. پشت خنده‌های ریزریزم احساس‌های جدیدی شکل می‌گرفت و نگاهم را توی پستوهای زندگی میخکوب می‌کرد.
من بزرگ شده بودم/ من بزرگ شده بودم و دست‌هایم پهنای صورتم را می‌پوشاند - هنوز پشت پنجره بودم-  جادوگر قصه توی سرنوشتم سرک کشیده بود. پشت خط، صدای شر‌شر باران تعبیر مناسبی برای شنیدن خبرهای هولناک بود.
خبر را شنیدیم، من و تمام روزهایی که برای فردا برنامه‌ای نداشتیم. گریه کردیم، من و تمام آرزوهایی که به اندازه‌ی احساس‌های خوشبختی‌ام قد کشیده بودند. زندگی کردیم من و مردی که انگار قطعه‌ی گمشده‌ای برای هم نداشتیم. فراموش کردیم من و تمام امضاهایی که تاب می‌آوردند اشتراک نامناسب تنهایی‌مان را. ما فراموش می‌کردیم ... فراموش می‌کردیم ...
کلاغ‌ها از ابتدا صحنه را ترک کرده بودند ولی جادوگر پیر به راستی داستان تاکید دارد و به خانه‌اش برنمی‌گردد.

روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان "25نوامبر برابر با 4آذر خودمان"

سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را یک عمل خشونت‌بار با پایه جنسی تعریف می‌کند که غالبن منجر به آسیب یا رنج جسمی جنسی یا روانی زنان می‌شود. تهدید به انجام چنین اعمالی از سوی مردان و یا محرومیت اجباری زن از آزادی‌های خود چه در زندگی خصوصی و چه در اجتماع نیز در این تعریف گنجانده می‌شود. اشکال مختلف خشونت علیه زنان عبارتند از: سوءاستفاده جنسی جسمی یا عاطفی شریک زندگی، سوءاستفاده جسمی یا جنسی اعضای خانواده یا دیگران، آزار یا سوءاستفاده از سوی افراد مسئول: مانند معلم پلیس یا کارفرما، قاچاق برای کار یا عمل جنسی اجباری، اعمال سنتی به اجبار مانند ختنه کردن دختران در برخی فرهنگ‌ها، ازدواج کودکان، کشتن زنان به نام حفظ آبروی خانواده وبسا آسیب‌هایی که به روان زن وارد شده و در این مجال عنوان نشده است.

و من هنوز نگرانم...