شعر
بلند می شوم
سراسیمه توی کوچه های شهر می پیچم
و هی تکرار می کنم مکررات عشق را
و از هر زبانی که می شنوم
گلویم بوی کلمات بی شرم را بالا می آورد
گلویم می سوزد
- از کلمات کوچک، کوه ساخته ام -
به کوچه می ریزم
چیزی لای پچپچه می چرخد
من کنار کابوس هایم آرام گرفته ام
و کوچه
و پچپچه
و چه
و چه
من به دنبال یک دریچه می گردم...
