این روزها
داشتم همینطور از خودم می کاستم، از نیازهایم می کاستم، از اعتقاداتم می کاستم، خیابان های کشدار جسارت بوسه های پی درپی را لای تعهدی ناخواسته پنهان کرده بود. تا کجای این ماجرا باید می رفتم؟! نشانه های کوچک تو را گم کرده بودم. لای گره های عاطفی دنبال فکرهای بزرگ می گشتم شرایط گند زده بود به روزهایم.
من تو را گم کردم تعهد را گم کردم فکرهایم را گم کردم عشق را گم کردم میخواستم از تو چیزی بگویم دور بودی گم بودی اصلن نبودی کجا بودی؟من... رویاهایم را گم کردم.
