تشويش نامحسوس
سر ميرويم از سر اين روزهاي بي تقويم مشتهايمان توي گلو گير كرده است و گره هاي كور از سقف آرزوهايمان آويزان است حجاب هايمان كامل شده و اسلام درهاي مودت را رو به خشم مردم باز كرده است شهر پر از خيابانهاي عبور ممنوع است رد ميشويم و اندوه را روي چشم هايمان مي چسبانيم هيچ مشتركي مورد نظر نيست هيچ كس در دسترس نيست و ايستگاه مترو لاي همهمه ي مسافران بي مقصد به خواب رفته است
+ نوشته شده در شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت
توسط
|